تبلیغات
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد - Sms & Jok
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد

بچه هه میره پیش خانم معلمش، میگه: خانوم میشه شما زن من بشید؟معلمه میگه: برو بشین سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره میگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشكال نداره، !!!جلوگیری میكنیم thumbs up

انقدر مستم که بی قایق به دریا می روم یا به عشقم میرسم یا غرق دریا می شوم

عشق ۶ مرحله داره : ۱: دیدار ۲: قرار ۳: بذار ۴: فشار ۵: درآر ۶: فرار ... به امید دیدار!big grinتركه با یه نفر دعواش میشه بهش میگه گیر عجب خری افتادیم.تركه میگه خودت گیر عجب خری افتادی

یه روز 2 تا خلافکار با هم ازدواج می کنن . بچشون میشه بسیجی . چرا ؟ چون منفی در منفی میشه مثبتpirate*

غضنفر شب عروسی اش حرفی برای گفتن نداشته به زنش میگه : خانواده می دونن اینجایی

غضنفر دره یخچالش خراب می شه واسش پرده می زنه

تو را به جای همه كسانی که نمی‌شناختم دوست می‌دارم تو را به جای همه روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارم برای خاطر عطر گستره‌ی بیکران و برای خاطر عطر نان گرم برای خاطر برفی که آب می‌شود، برای نخستین گل، برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشان تو را به جای همه كسانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم تو را برای دوست داشتن دوست می‌دارم

بزار خیال كنم هنوز ترانه هامو میشنوی هنوز هوامو داری و هنوز صدامو میشنوی بزار خیال كنم هنوز یه لحظه از نیازتم اگه تموم قصمون, هنوز ترانه سازتم بزار خیال كنم هنوز پر از تب وتاب منی روزا بفكر دیدنم , شبا پر از خواب منی

فرق پیر دختر با پیر پسر:
- اولی موفق نشده ازدواج كنه ولی دومی موفق شده ازدواج نكنه hee hee

انواع بوسه: 1.بوس صورت : دوست داشتن 2. بوس پیشانی : آرامش 3.بازو‌: شوخی كردن 4.لب : عاشق بودن 5. گردن : نیاز داشتن

عشق یعنی یك سلام و یك درود عشق یعنی درد و محنت در درون ... عشق یعنی خون لاله بر چمن عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی آتشی افروخته عشق یعنی با گلی گفتن سخن ...

یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته كنار خیابون گریه میكنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سكه ۲۵ تومانی ام را گم كرده ام. مرد میگه اینكه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه كردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!

یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو

به یه نفر میگن که با مناجات جمله بساز میگه: مونا جاتو انداختم بیا بخواب

یه بچه تو قزوین گم میشه پلیس میگه از یابنده تقاضا می شود امشب که هیچی فردا بچه رو به ما بدهد که ما پس فردا بدیم به خانوادش silly

تركه می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه من امتحان كردم..... پیاده خیلی راهه

از ترکه می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق

آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیاندیشم که همین دوست داشتن زیباست

كاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت كاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت كاش می شد از قلمهایی كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت كاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاین همه ای كاشها بر دفتر دلها نوشت زندگی مثل یه دیكته اس هی می نویسیم، هی غلط می نویسیم، هی پاك می كنیم دوباره هی می نویسیم، هی پاك می كنیم غافل از اینكه عزرائیل داد میزنه: برگه ها

اداره راهنمایی رانندگی قزوین جهت امنیت بیشتر سرنشینان جلو بستن کمربند ایمنی برای سرنشینان عقب الزامی است

سرگذشت یك پسر در دانشگاه قزوین ( ) سال اول ( . ) سال دوم ( o )سال سوم (O) سال چهارم خدا رحم كرد واسه فوق لیسانس ادامه نداد

کیسه کوچک چایی ، تمام عمر ، دلباخته لیوان شد ، ولی هر بار که حرف دلش را می زد ، صدایش در اب جوش می سوخت . کیسه کوچک چای با یک تیکه نخ رفت ته لیوان و حرف دلش را اهسته گفت . لیوان سرخ شدsad

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند. سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

دل شکستن چاره اش سنگ نیست این دل ما با نگاهی سرد نیز میشکند

می‌گویند سه چیز زاده عشق نیست: جدایی، سفر، فراموشی، ولی آن زمان که تو مرا تنها گذاشتی و فراموشم کردی من لحظه لحظه عاشقت شدم

سه چیز در زندگی اموختم:از عشق رسوایی/از دوست بی وفایی/از شب تنهایی

اسم زیبای تو را خال زدم در بدنم تا که محفوظ بماند نام تو در کفنم

1
2
3
4
5
6
7
8
تا کی می خوای بشماری بیشتر از اینا می خوامت

اگه نیوتن قبل مرگش چشمای تو رو می دید معنی حقیقی جاذبه رو می فهمید.prayingprayingprayingpraying



طبقه بندی: جوک و اس ام اس، 

نوشته شده در تاريخ شنبه 15 تیر 1387 توسط میلاد _ آیدا
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

نظر سنجي

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار سايت